تبليغاتX
غوریان
نقش قرن چهارم درزبان وادبیات فارسی یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 22:0

 

اهميت قرن چهارم در علوم و ادبيات

                                                                  توجه : نقل مطالب با ذکر منبع آزاد است

                                          
قرن چهارم بر تارك تاريخ
زبان و ادب فارسي چون تاجي درخشنده است كه به انواع گوهرهاي تابان مزين باشد ، اين گوهرهاي درخشان پهنه ي علم و ادب فرهنگ و انديشه ، مردان بزرگي اند که نام شان طي قرون و اعصار متمادي جاويد مانده ، و خدمات  گرانبها و ارزشمند شان در ياد ها ماندگار است ، اينان بسان ستارگان درخشان وپرفروغ درکهکشان انديشه بشري ، و تاريخ ادب فارسي ابدي اند ،  مانند : محمد بن زكرياي رازي ، ابو نصر فارابي ، احمد بن عبدالجليل سگزي ، ابونصر عراق  ،علي بن عباس مجوسي اهوازي ، ابوسهل مسيحي ، رودكي سمرقندي، شهيد بلخي ، دقيقي ، ابن العميد ، ابن عباد ، قابوس ، بديع الزمان همداني ، ابوبكر خوارزمي ، و بسياري از رجال نامدار مانند ايشان كه فرصت شمارش همه ي آنان در اين مختصر نيست. در پايان اين قرن سه تن از مفاخر عالم انساني يعني ابوريحان بيروني ، ابوعلي بن سينا و ابوالقاسم فردوسي ، وارث همه ترقيّات و پيشرفتهاي ايرانيان در علوم و ادبيات شدند و قسمتي از آغاز قرن پنجم را نيز به نور وجود و آثار گرانبهاي خود روشن ساختند.

اين قرن همانطور كه دوره ي اوج تمدن، فرهنگ و بلوغ علوم اسلامي و ادب عربي است ، به همان نحو مهمترين و پربارتر ين دوره ي ادب فارسي و عصر ظهور گويندگان بزرگ و فصيح در نواحي شرقي ايران است ؛ که خدمات بس ارزنده و شايان توجه به اين زبان شيرين انجام دادند ، و هرکدام منشأ کارهاي بزرگي گشتند ، تاريخ ، فرهنگ ، سنّت هاي نيكو، رفتارهاي پسنديده و باورهاي يک ملت متمدن وبا سابقه  را که در طول تاريخ دچار  فرازوفرود فراوان گشته بودند ، در اشعار، کلمات و جملات زيبا ، دل انگيز و روح نواز شان به تصوير کشيدند.  در مناطق ديگر ايران  اگر چه گويندگاني مانند قابوس و مسته مرد(شاعر طبري زبان)  بندار رازي ، منطقي رازي و غضايري رازي ، پديد آمده و بعضي از آنان تا اوايل قرن پنجم نيز زيسته و شاعري كرده‏ اند لكن عدّه ي آنان و اهميت ايشان بدرجتي نيست كه بتوان آنان را همپايه شاعران خراسان و ماوراءالنهر يعني حوزه فرمانروايي سامانيان بدانيم .

  سامانيان (261 - 395 ق / 874 -1004 م) يکي از دودمان‌هاي فارسي‌زبان در غرب آسيا بودند که نزديک  يکصد سال در قسمتي از ايران کنوني و بخش عمده‌اي از افغانستان و آسياي ميانه فرمانروايي کردند.

آنان مشوق ، دانش و فرهنگ بودند ودرپيکره دولت شان وزيران و رجال فاضل ، فرهيخته و دانش دوست وجود داشت ، در دربارشان مباحث و مناظرات علمي ازادبود و تعصب جايي نداشت ؛ بخارا مرکز خلافت با کتاب  فروشي هاي بي نظير خود وکتابخانه سلطنتي مرکز آسياي ميانه محسوب مي گرديد.

....امراي ساماني ازجمله شامل ستايش تر ين شاهانند ودرحسن سلوک ، دور انديشي و احترام به دانش و دانشمندان نمونه اند ، علماي سنت را تربيت مي کردند از زمين بوسي معاف   مي داشتند وبرمناظرات ديني شان رياست مي کردند و در مسايل سياسي با آنان به مشورت مي پرداختند و در تصميمات اجرايي پيوسته با آنان در تماس بودند[1] 

... ولايت خراسان و ماوراءالنهر در نوبت عدل ايشان عظيم ساکن و امن بود و ايشان ملوک علم پرور و عدل گستر بوده اند[2] .

 درباره ي ابو عبدالله جيهاني که مقام وزارت نصرابن احمد ساماني را داشت گفته اند : ... مردي دانا بود ،و سخت هوشيار و جَلْدْ و فاضل و اندر همه چيز ها بصيرت داشت ، واورا تاليف هاي بسيار است آندر هر فني و علمي ، و چون او به وزارت نشست به همه  ممالك جهان نامه ها نوشت و رسمهاي همه در گاها و همه ديوان ها بخواست تا نسخت کردند و به نزد يک او آوردند ، و آن همه نسخت ها پيش نهاد واندرآن نيك تأمل کرد وهررسمي که نيكو تر و پسنديده تر بود از آنجا برداشته و آنچه ناستوده تر بگذاشت ، و آن رسمهاي نيكو را بگرفت وفرمود تا همه اهل درگاه و ديوان بخارا آن رسمها را استعمال کردندي [3]

سلسله ساماني از پس سركوبي صفاريان كه اقتدار سياسي دستگاه خلافت را مورد تهديد قرار داده بودند ، پديد آمد ، امير اسماعيل ساماني از امراي منصوب مأمون در ماوراءالنهر، به پاس خدمتي كه به دستگاه خلافت در سركوبي و دستگيري عمروليث صفارى نمود ، مورد ستايش خليفه قرارگرفت و لواي حكومت خراسان را دريافت كرد. سامانيان را همانند طاهريان ، حكام مطيع و سر به طاعت دستگاه خلافت مى شناسند ، « پيوسته خليفه را اطاعت نمودي و در عمر خويش يك ساعت بر خليفه عاصي نشدى و فرمان او به غايت استوار داشتي[4] » ستاره دولت سامانى با دورانديشى تركان غزنوى كه در بروز ا ختلاف در دستگاه خلافت ، طرف خليفه پيروز يعني القا در را گرفتند، افول كرد و كوكبه ي دولت ايشان به نفع غزنويان فرو افتاد.

نثر پارسي در قرن چهارم

 در دوره ي ساماني، زبان فارسي از پيشرفت و شكوفايي زيادي برخوردار شد، با آن که سامانيان در امور ديواني زبان عربي را به کار مي‌‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت مي‌‌شمردند ، اماّ امکان آن را فراهم آوردند تا شعرا و انديشمندان اين دوره از نخستين کساني باشند که با گونه‏اي از زبان ملي خود که از تکميل و تلفيق لهجه‏هاي محلي گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنويسند اين زبان در دربار ساماني پذيرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسي نو رواج پيداکردکه بااندکي تغييرات آوايي تا زمان حاضر بر جاي مانده است [5]

ودرعهد اين دودمان آثار ارزشمندي پديد آمد که جزو ميراث گرانبها ي فرهنگ و ادب فارسي محسوب ميگردد، که بطور گذرا مي توان به برخي از آنان اشاره کرد

1ـ كتاب عجايب البر و البحر، يا عجايب البلدان ، از ابوالمؤيد بلخي كه حاوي اطلاعات ذيقيمتي راجع به نواحي مختلف خاصه ايران است

2ـ كتاب حدود العالم من المشرق الي المغرب ، كه مؤلف آن معلوم نيست ولي چنانكه در مقدمه آن ذكر شده تاليف آن درسال 372 هجري صورت گرفته است.

3ـ كتاب الابنية عن حقايق الادويه ، از ابومنصر مّوفق هر وي ، در داروشناسي كه نسخه‏ اي از آن به خط اسدي طوسي شاعر موجود است.

4ـ ترجمه تاريخ طبري ، كه اصل آن يعني تاريخ الرسل و الملوك ، از محمد ابن جرير طبري است و ترجمه آن به فرمان ابوصالح منصور بن نوح بدست وزير او ابو علي محمد بن ابوالفضل محمد بلعمي درسال 352 با اضافات و استفاداتي از منابع ديگر صورت گرفته است.

5ـ ترجمه تفسير طبري از جامع البيان محمد بن جرير طبري ، معروف به تفسير كبير كه به امر ابو صالح منصور بن نوح و بدست گروهي از فقهاي خراسان و ماوراءالنهر انجام شده است.

6ـ مقدمه شاهنامه ابو منصوري ، از ابومنصورالمعمري، اين مقدمه كه اكنون در دست است بر شاهنامه ابو منصور محمد بن عبدالرزاق سپهسالار خراسان نوشته شده است.

7- کتاب مفاتح العلوم خوارزمي که دائرة المعارف اصطلاحات فني است[6]

8- يكي از آثار مهم ديگر که در اين دوره پديد آمد تر جمه ي کتاب ارزشمند کليله و دمنه ، به فرمان بلعمي وزير آل سامان بود ، که فردوسي بزرگ نيز به اين امر اشاره دارد

9- تاريخ بلعمي

از محمد بن ايوب الحاسب الطبري دانشمند معروف ، دو رساله شش فصل و استخراج در دست است ، و كتاب ديگري بنام كشف المحجوب در كلام اسماعيليه از ابو يعقوب سگزي باقيست كه گويا از اصل عربي ترجمه شده باشد و در اين صورت بايد آنرا از آثار اوايل قرن پنجم هجري شمرد.

از خصايص مهم دوره ساماني يكي تدوين تاريخ ايران و داستانهاي ملي است به زبان پارسي. در قرن چهارم هنوز دنباله افكار و عقايد شعوبيه  باقي بود و اين روحيه به همان نحو كه در ادبيات عربي مايه سرودن بسياري از اشعار وطني به وسيله ايرانيان و تاليف كتاب در ذكر تاريخ و مفاخر ايرانيان و مثالب تازيان شده بود، در زبان پارسي نيز باعث تاليف بسياري كتب و ذكر مفاخر گذشتگان گرديد اين كتب در قرن چهارم معمولاً تاريخ هاي مشروح ايران قديم يا داستانهاي مفصل پهلوانان بود كه با توجه به مأخذ كهن پهلوي يا مأخذ منقول از پهلوي به عربي تهيه و تاليف شده و از آن جمله است: شاهنامه ابوالمؤيد بلخي كه كتابي عظيم از تاريخ و داستانهاي قهرماني ايران پيش از اسلام تا غلبه تازيان بود ، شاهنامه ابو علي بلخي ، شاهنامه ابو منصوري كه در سال 346 .هجري. به فرمان ابو منصور محمد بن عبدالرّزاق طوسي سپهسالار خراسان، بوسيله چند تن از دهقانان گردآوري شده و از لحاظ اتفاق مأخذ و نظم مطالب ظاهراً بهترين شاهنامه منثور قرن چهارم بوده. بر اين كتاب ابو منصور المعمري، وزير ابو منصور محمد بن عبد الرزاق مقدمه‌ ي نگاشته كه اكنون باقي و از آثار گرانبها و معتبر نثر پارسي است، نخستين شاعري كه از اين كتاب براي ايجاد يك شاهنامه منظوم استفاده كرد دقيقي و بعد از او استاد ابوالقاسم فردوسي بود .

نثر فارسي قرن چهارم بسيار ساده و خالي از صنايع لفظي بود، در نثر اين دوره و تمام آثاري كه بعد از آن به سبك اين عهد نوشته شد اثري از لغات مشكل عربي و ذكر امثال عرب يا آوردن اشعار تازي به قصد آرايش كلام و نظاير آن مشهود نيست بلكه نثري است روان ، طبيعي و مبتني بر روش تكلم عموم و با جمله‏ هاي كوتاه ، روشن ، خالي از ابهام ، تعقيد ، تكرار افعال و آوردن افعال كامل بي‏نقص و عدم توجه به مقدمه چيني‏هاي زايد بر اصل و سعي در صراحت الفاظ ، از خصايص عمده ي نثر فارسي در اين دوره است، از جمله مي توان به کتاب حدود العالم اشاره کرد که در آن لغات دري بر عربي فزوني دارد .

فلاسفه وعلماء اين دوره نيز از پيشگامان علمي دوره اسلامي در خراسان محسوب مي گردند  از قبيل : ابو زيد بلخي ، ابو سعيد سجزي ،ابو سليمان منطقي ، ابو جعفر خازم ، وابوالوفاء جوز جاني ...  وازهمه پرآوازه تر مي توان به ابو نصر فارابي  و ابن سينا مي توان اشاره کرد [7] 

شعر فارسي در قرن چهارم

اماّازجهت شعر قرن چهارم رابايد يكي از بهترين دوره‏هاي ادبي زبان فارسي دانست ، حرکت هاي اساسي و بنيادين در شعر از اين دوره شروع شد و در عهد سلاطين غزنوي به اوج شكوه و جلال رسيد ، بزرگاني سر برآوردند که به نظم فارسي نظام بخشيدند و شاعري را شعار خود ساختند نظم گوياني چون : شهيد بلخي  ، دقيقي بلخي ، رابعه بلخي و ... ، در نيمه دوم قرن سوم هجري يعني در همان زمان كه شعر عروضي پارسي نخستين مراحل حيات خود را مي پيمود و چون كودكي نوخاسته افتان و خيزان پيش ميرفت يكي از نوابغ بزرگ ادب فارسي   جعفربن محمد بن حکيم بن عبدالرحمن بن آدم رود كي سمرقندي مکني به ابو عبدالله[8]  و به نقلي  ابوالحسن[9] در قريه ي بُنْج ازقُراي رودک سمرقند تولد يافت، و در هشت سالگي قران را حفظ نمود ، و   قسمت اول حيات خود را در اين قرن گذراند و تربيت شد تا آنجا كه شاعري بزرگ گرديد و چون به آغاز قرن چهارم رسيد مرتبتي يافت كه بقول ابوالفضل بلعمي او را در عرب و عجم نظيري نبود؛ بيست و نه سال اول قرن چهارم دوره استحصال رودكي از زحماتي بود كه در آغاز حيات خود يعني اواخر قرن سوم كشيده بود. رودكي شعر فارسي را از حالت ابتدائي و ساده خود بيرون آورد، در انواع مضامين و اقسام مختلف شعر از قبيل قصيده، غزل، مثنوي، رباعي و ترانه وارد شد و از همه ي آنها پيروز بيرون آمد ، كتاب كليله و دمنه را به نظم فارسي درآورد، قصيده‏هاي بزرگ ساخت، غزلهاي لطيف كه عنصري هم خود را در برابر آنها عاجز مي‏يافت سرود ، رودكي سخن شيرين، كلام لطيف ، طبيعي، و خالي از هرگونه اشكال دارد و اگر از كهنگي زبان و لهجه او كه نسبت به عصروزمان ما امر طبيعي و نتيجه گذشت ده قرن و نيم مدّت است، بگذريم بايد سخن او را به همان اندازه ساده و سهل بدانيم كه سخن فردوسي و سعدي را، بهر حال رودكي پدر شعر فارسي است و در اين امر خلافي نتوان كرد و از همين جاست كه شاعران بعد از وي او را« آدم الشعرا» «استاد شاعران» و «سلطان شاعران» لقب داده اند. و درست در سال تولد فردوسي بزرگ (329 ه . ق) پرچم زبان و ادب پارسى‏را به او سپرد و لب فرو بست ، تهنيت بايد كه در ملك سخن گر شكوفه فوت شد نوبر بزاد!

نكته مهم انکه رودكى زماني چنين غزليات و اشعاري سرود كه پيشينه‌اي  هزارساله از شعر پارسي در ميان نبود و منابع و نمونه‌هاي شعر پارسي در حد پاره‏هايى‏چون «غلطان غلطان همى رود تا لب گو» و يا «آهوى كوهى در دشت چگونه دوزا »محدود بود.

... رودکي در فنون سخن و انواع شعر مانند قصيده ، رباعي ، مثنوي ، قطعه ، و غزل مهارت داشته ومخصوصاً در قصيده سرايي پيشرو ديگران بود مي توان گفت او نخستين شاعر بعد از اسلام است که قصيده عالي ومحکم سروده و اشعار حکيمانه به يادگار نهاده است[10]

در اواخر حيات رود كي و بعد از او شاعران ديگري هم در دربار سامانيان و در خراسان و ماوراءالنهر در حال رشد وشکوفايي بودند ، و توجه سلاطين ساماني بدانان باعث پيشرفت كار ايشان و فزوني نظاير آنان بود به حدي كه قرن چهارم از حيث كثرت شعر و شاعر قرن كم نظيري بوده است.
از مشاهير معاصر ان رودكي ابوالحسن شهيد بن حسين بلخي (م 325) شاعر و متكلم بزرگ خراسان
است كه در شعر عربي و پارسي استاد بوده و غزلهاي لطيف و خط زيبايش
شهرت داشته است.
 از شاعران بزرگ ديگر قرن چهارم ابوالحسين محمد بن محمد بخارايي معروف به مرادي
، ابو عبدالله محمد بن موسي فرالاوي، ابوزراعه (ابوزرعه) معمّري جرجاني همه از معاصرين رودکي اند ؛ ابوالعباس فضل بن عباس ربنجني معاصر نصر بن احمد و نوح بن نصر ساماني ، ابو طاهر طيب ابن محمد خسرواني (م.342) ، ابوالمؤيد بلخي از شاعران نيمه اول قرن چهارم كه در نظم و نثر استاد بوده ،  ابو عبدالله محمد بن صالح ولوالجي ، ابو عبدالله محمد بن حسن معروفي بلخي معاصر عبدالملك بن نوح (343ـ 350) ـ ابوالحسن علي بن محمد معروف به منجيك ترمذي ، ابو شكور بلخي صاحب منظومه آفرين نامه كه در حدود 333ـ 336 سروده شده و از ابيات مشهور آن است:

به دشمن برت استواري مباد                                          كه دشمن درختي است تلخ از نهاد
درختي كه تلخش بود گوهرا
                                          
اگر چرب و شيرين دهي مر ورا
همان ميوه تلخت آرد پديد
                                              
ازو چرب و شيرين نخواهي مزيد
زدشمن گرايدونكه يا بي شكر
                                        گمان بر كه زهرست هرگز مخور

شاعر بسيار مشهور قرن چهارم بعد از رودكي ابو منصور محمد بن احمد دقيقي (مقتول در حدود سال 368) است كه معاصر با امير فخرالدوله ابوالمظفر احمد بن محمد چغاني از آل محتاج و امير سديد ابو صالح منصور بن نوح ساماني(350ـ 365) و امير رضي ابوالقاسم نوح بن منصور (365ـ 387) بوده و بامر پادشاه اخير بنظم شاهنامه ابو منصوري آغاز كرده و هزار بيت در سلطنت گشتاسب و ظهور زردشت  سروده است. علاوه بر اين، قصائد و قطعات و غزلهايي نيز از دقيقي به يادگار مانده و او از شاعران استاد عهد ساماني است كه قدرتش در ساختن قصايد و بيان مدايح شهرياران زبانزد بود. از قطعات مشهور اوست:

بدو چيز گيرند مر مملكت را يكي ارغواني يكي زعفراني
يكي زرنام ملك بر نبشته دگر آهن آبداده يماني
كرا بويه وصلت ملك خيزد يكي جنبشي بايدش آسماني
زباني سخنگوي و دستي گشاده دلي همش كينه همش مهرباني
كه ملكت شكاريست كاو را نگيرد عقاب پرنده نه شير ژياني
دو چيز است كاو را ببند اندر آرد يكي تيغ هندي دگر زر كاني
به شمشير بايد گرفتن مر او را به دينار بستنش پاي ارتواني
كرا تخت و شمشير و دينار باشد نبايدش تن سرو و پشت كياني
خرد بايد آنجا وجود و شجاعت فلك مملكت كي دهد رايگاني

شاعر مشهور آخر دوره ساماني كه قسمتي از عهد غزنوي را نيز درك كرد مجدالدين ابو اسحق
كسائي مروزي است كه مردي شيعي مذهب و در اواخر عمر خود متمايل به وعظ و اندرز بود
، وي تا مدتي بعد از سال 391 در قيد حيات بوده و دوره سلطنت سلطان محمود غزنوي را درك كرده و او را ثنا گفته است.

شاعر نامدار آخر عهد ساماني كه قسمت بزرگ زندگي او در قرن چهارم و چند سالي از آن در آغاز قرن پنجم گذشت استاد ابوالقاسم فردوسي(329ـ 411 هجري) صاحب شاهنامه است كه بي‏ اغراق تاج شعر و ادب فارسي و عاليترين نمونه ي فصاحت زبان فارسي دري است.

در دوره ساماني علاوه بر قصايد و قطعات و ساير انواع شعر، چندين منظومه بزرگ از قبيل كليله و دمنه رودكي، آفرين نامه ابوشكور، شاهنامه مسعودي مروزي، گشتاسب نامه دقيقي،

از خصايص شعر فارسي قرن چهارم مي توان به موارد زيل اشاره کرد :

 فصاحت، سادگي، مضامين تازه و بكر، توجه به طبيعي بودن تشبيهات، توصيفات طبيعي منطبق بر عالم خارج، سعي در يافتن مطالب تازه و بديع و متنوع، عدم استعمال اصطلاحات علمي در شعر، خالي بودن شعر از كلمات مشكل عربي و حتي كم بودن لغات عربي، حفظ بسياري از لغات كهنه دري، كوتاه بودن اوزان و بحور شعر است.

به هر صورت سخن در معاصر ين رودکي به درازا که کشيد که البته اندکي لازم مي نمود و رودکي بزرک سرآمد همه آنان بود و نظم پارسي را چنان انتظام بخشيد که آيندگان خوشه چين خرمن با برکتش گشتند، اما انکه ايا او نخستين شاعر پارسي گوي بوده است يانه ؟ بحث طولاني ميان مورخين و محققين است و اکثر اً نخستين شاعر حنظله بادغيسي را ميدانند ، ازاثار شعري و تاريخ دقيق تولد و مرگ حنظله متاسفانه اطلاعات دقيقي دردست نيست وممکن است ديوان اشعارش براثرحوادث زمان  از بين رفته باشد ، اما تاريخ وفاتش را از روي قرائن و شواهد حدود سال« 220 هجري » ذکر مي كنند.

علّامه شبلي نعماني هندي اشاره ي صريح به اين مطلب دارد که حنظله نخستين شاعر است : .. حنظله بادغيسي اول کسي است که روي قاعده شعر گفته است  [11]

دکتر علي اصغرميرباقري فرد : صاحبان تذکره ها براين موضوع اتفاق دارند که حنظله در اوايل قرن سوم مي زيسته ودراين صورت او مقدم بر تمام شاعراني است که به عنوان نخستين سراينده ي شعر پارسي معرفي شده اند ، وبرهمين اساس استاد هُمايي او را اولين پارسي گوي دوره اسلامي مي داند[12]

دکترذبيح الله صفا : از روي قرائن مختلف مي توان به تحقيق گفت که حنظله در نيمه اول قرن سوم مي زيسته واگرچنين باشد زمان شاعري او مقدم بر شعراي دربار يعقوب بن ليث بوده است[13]

در خاتمه چند بيت شعر به عنوان حسن ختام از او مي آوريم :

 

  مهتري که بکام شير دراست                  شو خطرکن زکام شير بجوي

يا بزرگي و نعمت و جاه                         ياچومردانت مرگ روياروي[14]

يارم سپند اگرچه بر آتش همي فکند            ازبهرچشم تانرسدمراوراگزند

اوراسپند و آتش نايد همي بکار                 باروي همچو آتش وبا خال چون سپند[15]

پاورقی ها:

[1] -- ابن حوقل . 9-248 .ترجمه دکترجعفرشعار

[1] -- محمد عوفي . لباب الباب .ص.23 .چ. اتحاد .س.1335

[1] -- عبدالحي گر ديزي . 440 .هجري . زين الاخبار.ص .25--26  .چ. ايرانشهر . برلين 1347

[1] -- تاريخ بخارا

[1]--دانشنامه رشد

[1] --- تاريخ غزنويان . جلد اول .صفحه .27 . ادموند کليفوردباسورث . ترجمه حسن انوشه  .انتشارات امير کبير سال1362

[1] -- افغانستان در مسير تاريخ . جلد اول . ص. 207 .مير محمد غبار .چ . 1375

[1] -- لبا ب الانساب. سمعاني .

[1] -- تذکره دولت شاهي. آتشكده .اذربيگدلي و مجمع الفصحاء .هدايت . امّا دکتر صفا سخن سمعاني را بدليل قدمت صحيحتر ميداند

[1] -- زندگي نامه شاعران ايران .ص.27. ليلا صوفي .چاپ 1385

[1] -- علّامه شبلي نعماني هندي . شعرالعجم .ج.2.ص.20. ترجمه سيد محمدتقي فخر داعي گيلاني .چ.1363

[1] --دکترعلي اصغرميرباقري فرد. ص. 155.

[1] -- دکتر ذبيح الله صفا. تاريخ ادبيات ايران . ج. 1.ص. 180

[1] -- چهار مقاله عروضي باهتمام دکتر محمد معين .چ. 1346.ص. 42- 44

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |