بنام خدا
شهید مزاری تبلور اراده ی یک ملت
طبق اسناد ، شواهد ومدارک تاریخی هزاره ها از قدیمی ترین ساکنین سرزمینی اند که امروزه افغانستانش می خوانیم ، انان در خراسان بزرگ نقش عمده و اساسي در تحولات آن منطقه داشته اند ، از طرفی وضعیت جغرافیایی این منطقه به نحوی بوده که هراز چند گاهی مورد تخت و تاز و تهاجم اقوام مختلف دیگر بوده است ترکان مغول ها ... حتی بعض قبایلی که امروزه درین آب وخاک متوطن اند تاریخ دقیق مهاجرت شان نیز مشخص است . لذا هر تها جمی با مقاومت ساکنین مواجه می شد ، مها جمین برای پیدا کردن سرزمین های جدید و مناسب برای زندگی و بعضي برای توسعه ی قلمرو حاکمیت و نفوذ شان و ساکنین برای دفاع از سرزمین و آب وخاک شان می جنگیدند.
این برخورد ها وتصادمات سبب خسارات زیانباری به ساکنین اولیه می گشت چنانچه نظیرش را در سرزمین های در اروپا امريكا و اقيانوسيه .. می توان یافت که با شندگان اولیه نابود ویا و چيزي قابل توجهی از ایشان باقی نمانده است .
بدین لحاظ مردمی که امروزه " هزاره " نامیده می شوند از سر زمین های صاف هموار و حاصل خیز مرتب به طرف دره ها ی تنگ ، کوه های سر به فلك کشیده ،مناطق پرت ، و صعب العبور رانده می شدند و وحدت اجتماعی شان از هم پاشیده به نحوی که در گوشه وکنار ومکان های مختلف پراكنده شدند و اين شرایط زیست را برای شان بسیار دشوار می ساخت و انان را زا توجه به مسایل و حوادث پیرامون باز می داشت . حتی در ین شرایط صعب و دشوار نیز آنان روی آرامش ندیدند و هراز گاهی سلاطین وحکامی را در تاریخ می بینیم که برای مطامع اقتصادی و سياسي شان پایه گزار حملات و تهاجماتي می گردند ، و مقررات سخت مالیاتی ... وضع می کردند واز حقوق طبیعی شهر وندی وحتی انسانی محروم شان می کردند اینان باید کار می کردند ، زحمت می کشیدند ، جان می کندند ، تا شاه ، اطرافیان وعده ی دیگر به خوشگذرانی ... بپردازند . وهيج وقت در اداره ی کشور برای شان سهمی قايل نمی شدند . اگر این داستان غم انگیز را سلسله وار ادامه داده و پي گیری نماییم تا به دوران تجاوز روسها و فصل مقدس جهاد فرا رسد متاسفانه این تراژدی با همان سبک و سياق ادامه پیدا می کند .
در کشور پاکستان که مأمن ، پنا هگاه ومر کز کمک های میلیاردی وسلا ح های پیشرفته ی کشور های جهان است فقط هفت حزب رسمیت دارد واز این کمک های دلاری منحصراً انان بهره مند هستند واحزاب که متعلق به ملیت هزاره است مجالی بری خود نمایی نمی یابند و رسميت ندارند . اما در جبهات جنگ وتنور گرم جهاد اولین مناطقی که از چنگ نیروهای دولتی ازاد می گردد مناطق متعلق به این احزاب است . وحتی حکومت و ارباب خارجی شان حاضر می شوند به آنان خود مختاری مطلق با انواع امتیازات ارزانی دارند ، اما انان حاضر نمی شوند این پیشنهاد را قبول کنند وآن را نوعی خیانت به ارمان مقدس جهاد شان می دانند .
زمانی که روس ها از افغا نستان خارج می شود و مجاهدين به صحنه ی ديپلو ماسي راه می یابند وزمز مه ی تشكيل حکومت توسط مجاهدین پیش می اید از هزاره ها باز هم خبری نیست ، جّل الخالق مجاهد و حق خوری و ناديده انگاری ؟؟؟
یاد همه ی ما دقیق هست که انجینرحکمت یار صاحب دران روز ها با جت مخصوص مسافرت می کرد، و حکومت موقت در پا کستان تشكيل شد واز مردم هزاره هيچ خبری نبود گویا اینان در سرزمینی به نام افغانستان زندگی نمی کنند ، رهبران احزاب شیعی هر چه داد وهوار سر دادند و فرياد کشیدند اما گوش شنوای نبود وکسی نشنید . دقیق یادم هست دران روز گار یکی از همین رهبران می گفت : کشور های ذی دخل در قضیه ی افغانستان به ما فشار می آورند که به حکومت موقت بی پیوندید وما می پرسیم جایگاه ما درین حکومت کجاست ؟ می گویند از جایگاه خود نپرسید عجله کنید که جا نمانید .
حکومت مجاهدين که منطبق بر واقعیت های موجود در افغانستان نبود به زودی چهره ی سمبليك به خود گرفت و کار ی از پیش نبرد حتی شهر نه چندان مهم جلال آباد را نتوانست تصرف کند و سرانجام دوران شكست دولت نجیب فرا رسید . این بار احزاب هزارگی ایده ملیت های محروم را مطرح کردند و احمد شا مسعود که تا حدی با آنان هم سرنوشت بود و قهر مانی هایش منحصر دره تنگ پنجشیر بود ، ازان جا بیرون آورده و همه چیز را در اختیارش گذاشتند. اما او که یک تمامیت خواه کامل بود شروع به دسیسه ،جنگ و ناديده گرفتن دیگران کرد . برهان الدین صاحب که وقتی این ائتلاف قوی را در پیشاور پشت سرش نداشت از حکومت به وزارت اکتفا کرده بود این بار رئیس جمهور شد واوهم یادش رفت که این همه اعتبار از کجا برایش آمده است .
لذا هزاره های بیچاره که از همه جز خیانت حق خوری ندیده بودند و آمر صاحب هر روز جنگ جدیدی علیه شان تدارک می دید واگر شكست می خورد نیروهایش را سیافی معرفی می کرد چی کار می کردند ؟ ایا برای گرفتن حق راه دیگری بود که نرفته بودند ؟
امروز اگر عده ی از وطن داران ما شهید مزاری را زیر سئوال می برند نخست باید از خود بپرسند که کجا او ادعای بالاتر از حقش را داشته است وکدام کس حرف و سخن معقول مطرح کرده که مورد قبول واقع نشده است
این است که مزاری تبلور آرمان وارزوی يك ملت است که در دراز نای تاریخ و فراخ نای زمین مورد ظلم بی عدالتی واقع گشته و ناديده گرفته شده است ، وقتی پای ضرر وزیان وعسکر و ماليات پیش امده همیشه افغانی اصیل بوده اما وقتی مسئله ی حق و تقسيم قدرت بوده محسوب نگشته است .
اگر امروز مزاری در میان ما نیست ارمان و ايده ی مقدسش زنده است . حقیقت ،ارمان خواهی و عدالت طلبی هرگز نمی میرد مزاری از لحظه ی که شهید شد جاویدانگی اش آغاز گشت .
روحش شاد
