تبليغاتX
غوریان - میلادنور
میلادنور جمعه هفدهم شهریور 1385 10:54

 

      میلادنور

 

             لّقد کتّبنا  فی الزبور من بعد الذکر اَنّ الارض یَرثها عبادیَ الصالحٌون

 

 رایحه ی دل انگیز پیام عزت بخش گل های سرخ توحیدی از گلستان سر سبز امامت به مشام جان می رسد و بوستان عشق و ایمان دریایی موّاج غنچه های عاشق گردیده ، به جهان باران نور می بارد ، همه سر مست از شادی و سرورند و بوی خوش عطر گل محمدی به مشام می رسد و رایحه اش عشّاق را به مستی و جنون  کشانده  ؛  پیران خرابات سر مست باده و می اند و لختی پیش از خم خانه بیرون آمده و یعقوب گونه دیوانه ی دیدار یوسف اند و بی  صبرانه در انتظار کاروان عشقند ، که شاید پیراهنی از معشوق آورد تا مرهمی بر دیدگانشان بگذارند ، و بلبلان شیدای عشق  گویا شهدی از درخت پربار معرفت بر گرفته اند و سرود جاودانگی انسان می خوانند ،   و زمین طرب خانه ی ارم گشته سر به آسمان می ساید و مستانه به خود می بالد  و ملایک  فوج فوج  به زمین می آیند  گویا حوریان بهشتی طبق طبق نور کرامت از آن دیار آورده و کوه و دشت و دمن پر از بوی بهشت گشته  ، همه و همه بخاطر این است که کوکب درخشانی از از تبار نور و خور شید فروزان فضیلت طلوع کرده و نور کمالات و فضایل در پهنه گیتی به ارمغان آورده است  مهدی ال محمد ( ص ) قدم به جهان نهاده 0

آری خورشید پرنور حضرتش تابید و شمع فروزان صحنه گیتی شد و ندا جان بخش  و نرید ان نمن علی الذین  استضعفو  فی الارض و نجعلهم ائمةً و نجعلهم  الوارثین در جهان پیچید و شعار همیشه پیروز جاء الحق و ذهق الباطل ..... طنین انداز  و در دیر و کلیسا ناقوس یار نواخته شد ، جرس از با نک فرو ماند و نور حق جلوه گر شد ، و شهاب درخشانی ساطع گشت .

او حجت خدا در روی زمین است بقیةالله ، خلف صالح ، مبدءالآیات ، قائم آل محمد مهدی منتظر ( عج ) است ، او سرا پا نماد نبّوت و ولایت است تمام پیامبران را در خویش دارد ، چون آدمیتی آدم نور را بنیاد می نهد و چون نوح قرنها منتظر فلاحت و رستگار ی انسان است و چون ابراهیم نداي توحید در بتکده سر مي دهد و چون موسی یدبیضاء دارد عصایش نظام های جور را نابود می کند و نفس مسیحائیش انسانیّت مرده را جان می بخشد و چون محمد (ص ) از حرا پایین می آید و درمیان کعبه ندا ء توحید سر می دهد و سرود رهای انسان می خواند .

او اعجوبه خلقت معمّای انسانیت مظهر عجایب و جود است که قرنها ذوق شعور و فکر بشری را به خود مشغول داشته حیرت انگیز تر از او کیست ؟  اینک خورشیدی است در وراء پرده جهل و نادانی های و گناهان ما که اگر حجاب را از قلبها و پرده را از چشم ها برداریم جمال جمیلش را خواهیم دید .

او غایب نیست چگونه غیبتی که ریشه در عمق جان ما دارد و در شریانهای خون ما جاری است و لحظه لحظه بر اعمال و رفتار ما ناظر است این چگونه غیبتی است ؟ . او غایب نیست این مایم که شایستگی حضور محضر دوست نداریم .

ای معشوق دلها و ای محبوب جانها ا ینک ما منتظران ظهور تو از مشرق دلهای مانیم ، نه تنها ما بلكه همه منتظر مصلح بزرگ اجتماعی اند ، ما منتظر توایم هر چند گامهای ناپاک ما شایسته آستانت نیست و چشمان غبار آلود مان لیا قت نگاهت را ندارد ، ولی سرخوش از نام توایم ، و می دانیم که این ابر های تیره و تار سر انجام کنار خواهد رفت و این شب سیاه ظلمانی را صبح امیدی بدنبال است و صبح صادق فرا خواهدرسید ظلمتکده  متروک خواهد ماند و سپاه نور پیروز خواهد گشت ، این یخبندان قطور زمستان ظلم و فساد جهل و نادانی را بهار شكوفاي عدالت در پی است و جغد ان سیه دل از حریم کعبه دلها خواهندرفت و بلبلان شیدای عشق مأ وا خواهند گزید ، این ابر قدرت های پوشالی نابود خواهد شد ، و اگر خوب بنگریم در اٌفق های دور دست این دریایی متلاطم زور گویی و ددمنشی و قدرت طلبی نشانه های صلاح و نجات پیدا است .

ای امام ، ای رهبر و اي مقتدا چشمان بی فروغ و اشك بار مابه تو دوخته شده و قلبهای خونین ما به یاد تو است .

ای مصلح بزرگ اجتماعی به تو به انقلاب و حکومت جهانی ات و آن روز نزديك است و جهشی بیش نمانده است 

نوشته شده توسط ghznavi  | لینک ثابت |